أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

302

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

كه مسجد جمعه ساخت و مناره برافراشت و بازار چهارگانه وقف آن كرد و مىگويند اتابك وقت شام مىآمد و شبها زنده ميداشت تا وقت سحر كه به نماز مشغول ميشد « 107 » و ميگويند بيست سال پادشاهى شيراز كرد « 108 » و مشفق بود بر تمام رعايا و بساط خير و عدل گسترانيد و خواجه تاج الدين « 109 » را وزير ساخت و او پيش

--> ( 107 ) - مد : تا وقت سحر به نماز بود . ( 108 ) - قد ولى امور شيراز و اطرافها ثلاث عشرة سنه ( شد الازار ) . ( 109 ) - مقصود ابو الفتح تاج الدين بن دارست شيرازى است از مشاهير عمال و وزراء سلجوقيان ، وى چندين نوبت بوزارت سلطان مسعود بن محمد بن ملكشاه ( 526 - 547 ) نايل آمد و در سنهء 526 در جنگى كه ما بين سلطان سنجر و سلطان مسعود مزبور در حوالى دينور روى داد و سنجر غالب گرديد از جمله كسانى كه بدست سپاهيان سنجر اسير شدند يكى همين تاج الدين بن دارست بود كه در آنوقت وزير مسعود بود ( تاريخ سلجوقيهء عماد كاتب ص 159 ، و زبدة التواريخ ص 101 ) ، و پس از آن در عهد حكومت امير بوزابه بر فارس يعنى ما بين سنوات 532 - 542 بوزارت امير مزبور ارتقاء جست ولى على التحقيق معلوم نيست در چه سالى ، در سنهء 540 كه سه نفر از اكابر امراء مسعود يعنى امير بوزابهء مزبور و عبد الرحمن بن طغايرك و عباس والى رى با يكديگر عقد اتفاقى بسته و امور دولت را منحصرا در دست گرفتند و بر سلطان مسعود كاملا مسلط گرديدند سلطان را مجبور نمودند كه وزارت خود را به صاحب ترجمه تفويض نمايد ( عماد كاتب ص 214 ، و ابن الاثير 11 : 40 ، و زبدة التواريخ 118 ) ، و عماد كاتب كه با صاحب ترجمه معاصر بوده در اين موقع در تاريخ سلجوقيه در حق وى چنين نويسد : « ذكر وزارة تاج الدين ابن دارست الفارسى : قال كان ابن دارست وزير بوزابه صاحب فارس فرتبه فى وزارة السلطان [ مسعود ] ليصدر الامور على مراده و يورد على وفق ايراده و كان هذا الوزير رفيع القدر وسيع الصدر محبا للخير مبغضا للشر فما فعل امرا ينقم عليه و لا احال حالا يتوجه لاجلها اللائمة عليه ، و نائبه امين الدين ابو الحسن الكازرونى ذو الدين المتين و الحلم الرزين و الاستهتار باعمال البر و الاشتهار بأفعال الخير » ، - در سنهء 541 كه امير عباس والى رى مذكور در فوق بتدبير سلطان مسعود در بغداد كشته شد سپاهيان عباس در كوچه‌هاى بغداد بناى شورش گذاردند و عوام و اوباش به قصد غارت سراى تاج الدين وزير مزبور هجوم آوردند سلطان در حال جماعتى سواران فرستاد تا خانه او را از نهب و تاراج محفوظ داشتند ، و اندكى پس از اين واقعه به خواهش خود صاحب ترجمه سلطان او را از وزارت خود منفصل نموده با اعزاز و اكرام تمام بفارس نزد مخدوم قديمى خود بوزابه بازفرستاد و با او قرار گذارد كه در فارس از بذل مساعى خود در استمالت بوزابه و جلب رضاى او نسبت بسلطان و كف شر او به قدر امكان كوتاهى ننمايد . - ( عماد كاتب 217 - 218 ، و ابن الاثير 11 : 44 ) ، در سنهء 549 سلطان محمد بن محمود بن محمد بن ملكشاه ( 547 - 554 ) او را از فارس باصفهان طلبيد تا وزارت خود را به دو دهد و او باصفهان آمد و مدتى نيز در آنجا توقف نمود ولى بالاخره سلطان از آن خيال منصرف گرديد و وزارت خود -